سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
129
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تصرف مشترى قرار داد و بوى بذل نمود و وى آن را نپذيرفت و از روى رغبت و رضا تحويل آن را به تأخير انداخت سپس مبيع منطقع و ناياب شد در اينجا خيار مشترى ساقط بوده و هيچگونه حقى ندارد بخلاف صورتى كه در وقت تحويل كه مىبايد بايع مبيع را در اختيار وى - گذارد مشترى مطالبه نكرد و بايع هم بذل ننمود و آن را به تأخير انداخت و پس از مدتى ناياب شد يا مشترى مطالبه نمود ولى وى از بذل امتناع ورزيد و پس از مدتى منقطع گشت كه در اين دو صورت خيار وى باقى و محفوظ است . قوله : فاتفق عدمه : يعنى عدم مسلم فيه . قوله : فيرجع برأس ماله : فاعل [ يرجع ] ضميرى است كه به مشترى راجع بوده و مقصود از [ رأس ماله ] ثمن و پولى است كه وى به بايع داده است . قوله : الى ان يحصل : ضمير در [ يحصل ] به مبيع عائد است . قوله : قيمته حينئذ : يعنى قيمت روز ناياب شدن كه همان روز تحويل است . قوله : لانّ ذلك هو حقه : يعنى يقمت مسلم فيه در اين روز . قوله : فله الرجوع بعد الصبر الى احد الامرين : مقصود از [ احد الامرين ] فسخ و گرفتن قيمت مسلم فيه در روز تحويل است و جار و مجرور يعنى [ الى احد الامرين ] متعلق به [ الرجوع ] است . قوله : باسقاطه حقه من الخيار : كلمه [ من الخيار ] بيان